محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

82

اكسير اعظم ( فارسى )

و ورم در داخل دهن ظاهر باشد چند شرط بر آن بزنند و خون از آن بگيرند و چون رنگ ورم از سرخى بزردى به سبب استحاله خون بريم متغير گردد و نرم و مسترخى شود به فصد به سبب نضج و خود به خود منفجر نگردد و با ادويه و غراغر مفجر مانند شير تازه دوشيده و ادهان مسخنه كه در آنها بوره ارمنى و حلتيت و سرگين كبوتر و خطاف حل كرده باشند غرغره نمايند و يا به طبيخ مازو و گلنار و شب يمانى و پوست انار و مانند آن از ادويه قابضه او را بجميع اجزا به قوت جذب غرغره كنند آن هنگام اگر توانند انگشت بر آن بگذارند و بفشارند تا شكافته گردد ريم آن برآيد . و اگر نتوانند با آلتى كه آن راميل نهان نامند و آن ميل است سر آن تيز مانند نشتر در جوف آلتى مانند انبوبه موضوع بشكافند و بعد انفجار غرغره نمايند به روغن گاو و آب گرم يا به روغن بنفشه و آب گرم يا به شير زنان تازه دوشيده و عسل براى تغسيل قرحه و تنظيف آن ازموده بعد تنظيف غرغره نمايند با آبى كه در آن مازو يك جزو ايرسا نيم جزو جوشانيده باشند و در ابتدا به ماء الشعير كه در آن عدس پخته باشند تغذيه نمايند و بعد انفجار بحريره كه از شيره سبوس گندم و روغن بادام و اندك نبات ساخته باشند و يا ماش پخته يا كدو و برنج نرم رقيق كه از قاشق خورند . و بدانند كه هرگاه ماده ورم تحليل يابد و يا مفجر گردد ريم از آن برآيد و با وجود آن ورم كم نگردد و راحت پديد نيايد دليل انتقال ماده بريه يا بعضوى ديگ باشد و آن منفصل مسطور شد . [ صاحب كامل و جامع و حاوى مايه مسيحى و خلاصه ] صاحب كامل و جامع و حاوى مايه مسيحى و خلاصه گويند كه در خناق دموى رگ قيفال بگشانيد و هرگاه سن و وقت و قوت مساعدت كند مبلغى وافر خون برآرند و دو يا سه مرتبه به حسب مقدار مرض و احتمال قوت خون برآرند نه در دفعه واحد ليكن به تفاريق اندك اندك بگيرند چنان كه بغشى و انجامد و در هر دفع به قدر ده درم خون بگيرند تا سه صد درم برسد بعد از همان روز بلاتوقف رگ زير زبان بزنند و باشد كه حجامت زير ذقن از فصد مستغنى سازد و حجامت ساقين و وضع محجمه بين الكتفين و ساقين و تدهين به شرط و به غير شرط نمايند و بهر حيله كه ممكن باشد اماله ماده از حلق نمايند و لعاب بهدانه و اسپغول با شربت بنفشه و يا شربت عناب و شربت نيلوفر بدهند و روز دوم اگر از در او ممكن باشد بعناب و سپستان و آلوبخارا و ترنجبين و خيارشنبر تليين طبع نمايند و الا حقنه لين به مثل سنا و بنفشه و جو كوفته و سپستان و خطمى و عناب و سبوس گندم و برگ چغندر و نيلوفر و آلوبخارا و تخم كاسنى و فلوس خيارشنبر و ترنجبين و فانيذ به روغن بنفشه به كار برند . و اگر تب نباشد از شحم نظل و بابونه و اكليل الملك و شبت و سبوس گندم و انجير و بوره ارمنى و روغن كنجد و نمك و شكر سرخ به عمل آرند و بر دست و پاى آبى كه در آن بابونه و جو جوشانيده باشند بريزند . و اگر بلع ممن باشد به ماء الشعير كه با عدس پخته باشند با آب انار شيرين ترش و يا شربت بنفشه تغذيه نمايند و خسو معمول از قطاع و جوارى و شكر طبرزد و روغن بادام بدهند و تقليل غذا نمايند و در ابتدا برو ادع صرف مثل آب عناب و عدس و آب عنب الثعلب و آب گشنيز تر و رب توت شانى و ديگر اشياى قابضه به مثل آب بارتنگ و گلاب قدرى آب انار شيرين ترش و آب خرفه و يا به گلاب كه در آن سماق ماليده باشند و عدس مسحوق و يا طبيخ عدس و گل سرخ و گلنار و يا آب عنب الثعلب كه در آن صندل كوفته گل سرخ و فوفل كوفته جوشانيده به رب آس داخل كرده باشند و يا به لعاب اسپغول در گلاب برآورده غرغره كنند و پيوسته پايهاى او را با آب گرم و سبوس گندم و گل بنفشه همىمالند و در حلق او گل سرخ نشاسته تخم خرفه و طباشير شكر طبرزد گلنار همه مساوى باريك سائيده به حرير بيخته بدمند و روز دوم و سوم با آب گشنيز و آبى كه در آن عدس جوشانيده رب السوس و روغن بنفشه داخل كرده باشند و يا آب عنب الثعلب كه در آن گل سرخ و اصل السوس جوشانده مغز خيارشنبر ماليده صاف نموده باشند غرغره نمايند و رب شاه‌توت در اين باب عجيب الاثر است و هر روز جلابى از عناب و آلوبخارا و تمر هندى به شيرخشت يا ترنجبين اگر ممكن باشد بدهند و به ماء الشعير تغذيه نمايند و نگذارند كه طبع قبض شود به اين نهج تا روز چهارم بگذارند و چون انتها قريب شود با آب عنب الثعلب كه در آن خيارشنبر و قدرى آب گشنيز داخل كرده باشند غرغره نمايند . و اگر ورم تحليل نشود با ادويه محلله چون طبيخ انجير و مويز و اكليل الملك و اصل السوس و ميفختج و يا شير تازه و فلوس خيارشنبر و آب سبوس گندم پردازند و زهره كش و گاو بر حلق طلا كنند . و گويند كه چون سرگين گاو و سرگين كبوتر را به سركه و روغن گل پخته بر اورام خوانيق طلا نمايند و ازاله آن تخلف نميكند و چون مرض به انتها رسد غرغره با آب عنب الثعلب و آب باديان خيارشنبر ماليده ميفنتج داخل كرده نمايند و در حلق ادويه كه در ورم لهات بيايد بدمند . و اگر فائده نكند سرگين سگ كه سه روز او را استخوان خورانيده باشند گرفته خشك نموده يك جزو او با مازو و صعتر هر يك دو جزو سائيده بحريره بيخته در حلق دمند و در داخل حلق بپر طائر و از خارج نيز طلا كنند كه اين دوا عجيب النفع است و كذا فائط صبيان مجفف و مدقوق به دستور استعمال كردن و اگر با وجود استعمال